تاج الدين احمد وزير

165

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

وساوس و صداع مىافزود برودت با حرارت ممشوح و صفراى « 1 » چهره با دماغ ممزوج برين نوع بعيدا عن الحضرة العالية چون هلال ضعيف و خلال نحيف افتاده : بىتو هلال‌وار تن زرد لاغرم * هركس كه ديد گفت هم‌اكنون فروشود بدين‌سبب از توجه قبلهء اقبال و كعبهء جلال أعنى جناب فلك‌مثال همايون‌فال محروم مانده چون * 132 * مدت تهاون در عرض عبوديات و زمان تقصير در رفع ضراعات به تطويل انجاميده بود واجب دانست فلان را كه از سگان درگاه و چاكران بارگاه است متوجه گردانيده بواسطهء عرض اين عبوديت خود را بر حاشيهء خاطر مبارك كه لا يخفى عليه شىء فى الأرض و لا فى السّماء است گذرانيدن و سلسله عهد قديم و إخلاص تليد را جنبانيدن با اين ملتمسان « 2 » و برقرار از دولتخواه ميان قلبم بر إخلاص حقيقى بىريا شمريد و مشمول رتبت و أشفاق گردانيد و دائما بأمثله عاليه و عبوديّات مشّرف و مأمون گردانيد تا مفتخر و مباهى گشته على العادة المستمرّة بوظيفه دعاگويى و دولتخواهى مىنمايد زيادت « 3 » گستاخى كند بدعا اختصار خواهم كرد و جز دعا چه كار خواهم كرد سايه جلال مستدام باد . من مسموعات المولى الأعظم السّعيد شمس الملّة و الدّين أبو بكر الرّضىّ عليه الرّحمة و الغفران خلّد اللّه ملكه و سلطانه عمارى آنچه دعا بر كوههء معلّا [ ى ] بختيان مسكنت خلوص سيما بسته ميدر و حادى خشوع و تضرّع ببطنان عرض كه مناح قوافل مستدعيّات و مراح محامل طلباتست فرو مىآرد و كبك در [ ى ] قضاوقدر برحسب عنايت أجابت متلقى باد كه گفته‌اند : الصّبر مفتاح الفرج . و ألحقّ :

--> ( 1 ) در حاشيه سودا نوشته شده و مربوط به اين مكان است . ( 2 ) در اين موضع يك كلمه خوانده نمىشود . ( 3 ) زيادة .